... پول ، روزنامه ، افپيجيآ ، عاقبت بخيري ، ماشين ، نيكآيين ، پارهوقت ، بخشش ، گناهان ، ازدواج ، يواسبي ، صدرا ، تعجيل فرج ، دانشگاه ، مجمع ، بيمه ، مجد ، اكسير ، وام ، شفاي مريضان ، اخوان ، سلامتي ، پژوهشكده ، بانك ، اخلاق ، احسان ، كار ، درس ، آبرو ، دوست ، پدر و مادر ، برق ، دینا ، پروژه ، خانه ، فوق ، نردبان ، ريحان ، زيبا ، اصفهان ، مهندسي ، فايده ، مرگ ، بيهوده ، وقت ، آينده ، زندگي ، ...
يكسره دارند رژه ميروند ، كسي آن بالا، روي جايگاه، ايستاده و مرتب داد ميزند :
« ... محكمتر ، آفرين گروهان مغر دسته افكار ، خــــيـــــلـــــي خـــــوبــــــــ ، ... »
چرا تمام نميشود؟
كيست آنكه بايد دستور " ايست " بدهد؟

چرا داد ميزني؟
بيخود حلقت را پاره نكن. بيهوده بر در نزن. كسي آن بالا نيست.
آهستهتر! همه كه فهميدند تو چه ميخواهي!
آرام! داد نزن. فقط لبانت را جم بده.
همينكه آمدهاي، كفايت ميكند.
كسي آن بالا نيست؛ او كه بالاست، كس نيست.
امشب همه اين پايينند. آنها كه واسطه فيضاند و پيامآور، همه امشب را تا سحر، روي زمين ميگذرانند؛ شبي بهتر از اين پيدا ميكني؟
هرچه ميخواهي بخواه ...
●●●
ليلهالرغايب ، اولين شب جمعه ماه رجب ، شب آرزوها
اما اگر آرزويم گمشده باشد چه ؟
+
به قلم صدرا مجد در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
|
مي خواستم اين پست را دو اپيزودي كنم
يكي همين بحثي كه ميخوانيد
و ديگري اتفاقات اجتماعي كه در مورد بنزين اتفاق افتاد
دومي را خيلي خلاصه در يادداشتي براي " اكسير " نوشتم
در « مجله الكترونيكي اكسير » ميتوانيد بخوانيد
يونسخان هم زحمت كشيدند در وبلاگشان گذاشتهاند
بحث بيشتر در مورد ادعاهاي واهي فرهنگ متعالي مردم امروزي ايران بماند براي بعد.
فعلا اين چند خط كوتاه ...
خوردو سمند LX در ايران به قيمتي حدود 13ميليون بدست مردم ميرسد
همين خوردو ( البته شايد با QCبالاتر ) حدود 7هزار دلار صادر ميشود
اين تفاوت چيزي حدود 6.5ميلون تومان ميشود
سود متعارف كوتاهمدت بانكها چيزي حدود 15درصد است
يعني سود 6.5ميليون در يكسال، 975هزار تومان ميشود
دولت ادعا ميكند قيمت بنزين نرخ خليجفارس حدود 500-600 تومان است
يعني با اين سود، حدود 1700 ليتر بنزين ميتوان خريد
يعني در يك ماه حدود 140 ليتر بنزين يك خريدار ماشين سمند ميتواند به نرخ آزاد بخرد
مردم خريدار سمند LX بصورت پيشپرداخت، هزينه 140ليتر بنزين نرخ آزاد را به خوردوساز محترم پرداخت كردهاند و حالا مجبورند بالاجبار 3.3 ليتر در روز مصرف كنند به نرخ 100 تومان
در حاليكه اگر خودرو به قيمت جهانياش به دست مردم برسد براحتي ميتوانند بيش از اين ميزان سهميهبندي به نرخ آزاد بنزين خريد كنند.
●●●

مشكل كجاست ؟
مگر يكي از اعتراضات محمود احمدينژاد در زمان تبليغات نهمين دوره رياستجمهوري، سيستم معيوب خودروسازي نبود؟
چرا بعد از 2سال شاهد هيچ اقدام انقلابي در اين حوزه نيستيم؟
حمايت از صنعت خودروسازي داخلي به چه ارزشي ؟
25 سال هزينه غيرمعمول از مردم براي يك پرايد كيفيت پايين گرفتهايم چرا ؟
توليد خودروهاي ايراني با متوسط مصرف 10 ليتر در حاليكه خودروهاي اروپايي متوسط مصرف 5.5 تا 6 ليتر دارند.
چرا دولت خودروسازان را مجبور به توليد خودرو كممصرف نمي كند؟ چرا مجبور به بهبود وضعيت توليداتشان نميكند ؟
آيا اين حمايت از بقيه صنايع داخلي ( مثلا نساجي ) انجام گرفته يا ميگيرد؟
مشخص نيست سياست تحميلي چرا فقط براي بانكها ( دولتي و خصوصي ) اجرا ميشود ، خودروسازان تنبل داخلي كه بيشتر از بانكهاي خصوصي تحت نظارت و قدرت دولتاند به امان خدا رها شدهاند.
اين مافيالتفاوت هزينه واقعي خوردو و هزينه پرداختي توسط مردم كجا ميرود؟
چه ميشود؟
كيست پاسخگوي اين ظلم به مردم به بهانه حمايت از يك صنعت شكستخورده ؟
حمايت تا چه اندازه؟
آقايان سياستمدار اقتصاددان ! مشكل كجاست ؟
+
به قلم صدرا مجد در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386
|
اصلا دلم نميخواهد در اين فضاي گند دوقطبي از 3تير بنويسم.
اول از همه اينكه شايد يكم دير شده باشد
دوم اينكه اينقدر بروبچهها نوشتهاند كه فكر كنم گفتنيها گفته شده باشد در ضمن من اصلا از این بازی های وبلاگی خوشم نمی آید.
سوم اينكه در مورد 3تير ميتوان دو زاويه ديد داشت يكي كاملاً مثبت ( همانطور كه گفتم، خيلي نوشته شده، مثلا ليستش اينجاست ) و يكي منفي كه الحمدالله هروز دارد نوشته ميشود.
اما اگر تو بخواهي بنويسي ، انتقادي با اميد به آينده و قبول داشتن كليات مسلماً مخاطب نخواهي داشت چراكه به لطف دوستان آنقدر فضاي گفتمان ما دوقطبي شده كه يا بايد تعريف و تمجيد كني يا فحش بدهي.
اگر منصفانه بنويسي از جانب اينوريها متهم ميشوي به اينكه " در اين اوضاع تو هم فحش ميدي؟ الان بايد دفاع كرد" و از جانب اونوريها پيرو فاطمه رجبي و حاميان بيمنطق رئيسجمهور ميشوي.
در اين فضاي گند دوقطبي اگر از 3تير ننويسي بهتر است ولو اينكه نه در لينك دوستان "اينوري" قرار بگيري و نه در پيوندهاي دوستان "اونوري"

اما اين چند سوال بدجور ذهنم را مشغول ميكند.
● چرا سيد محمد خاتمي با 21ميليون راي رئيسجمهور محبوب بود و محمود احمدينژاد با 17ميليون رئيسجمهور يه عده گدا گشنه !؟
● چرا انتخابات 2خرداد 76 كه در وزارت كشوري بشارتي بود سالمترين و آزادترين انتخابات اما 3تير 8۴ كه در وزارت كشوري لاري ، پر از تقلب و تخريب و اشتباه !؟
● چرا مجلس ششم كه همواره ادعاي پيروي از خاتمي داشت بهترين و مردميترين مجلس بود اما مجلس هفتم كه 4بار يك وزير و به 4وزير مختلف راي اعتماد نداد دولتيترين مجلس و وابستهترين !؟
● چرا "معين" كه بهترين شرايط را براي پيروزي داشت - اول كه ردصلاحيت شد و بعد تائيد، بهترين نشانه مخالفت قشري از نظام با او ، خاتمي صراحتاً از او حمايت كرد ، سخنگوي دولتش را يك زن معرفي كرد و معاون اولش را يك ردصلاحيتشده در مجلس هفتم، اما باز هم شكست خورد !؟
● چرا هروقت انتخابات آزاد برگزار ميشود اصلاحطلبها راي ميآورند اما 2مين دوره شوراها كه تائيد صلاحيت اصلاً وجود نداشت ، همه گروهها حتي ملي-مذهبيها هم كانديدا بودند اولين شكست بزرگ اصلاحطلبان در حين حاكميت بود !؟
● چرا عشق و علاقه مردم به خاتمي از سر محبت بود اما استقبال وصفناچدني از احمدينژاد عامهگرايي و تودهايست !؟
فعلا همينها باشد تا بعد.

راستي ميدانيد كه الان 2سال از 3تير8۴ گذشته
و ما در خفقان و تحجر بسر ميبريم
هيچ روزنامه مخالف دولتي چاپ نميشود
در هيچ وبلاگي حق انتقاد به دولت نيست
هيچ خبرگزاري نميتواند از نقاط ضعف دولت بگويد
در خيابانها زنان از مردان با ديوار جدا شدهاند
در تاكسي و كوچه و محل كار نميتواني حرف بزني
●●●
اين جمله مربوط به سرمقاله ۲۹خرداد۸۴ روزنامه شرق به قلم "محمد قوچاني" است :
« خودكشى سياسى نيز چون خودكشى فردى گناه كبيره است. نقدهايمان بر هاشمى را مىتوانيم از هفته آينده شروع كنيم روزى كه مطمئن هستيم رئيس جمهور كسى نيست كه پس از انتقاد از او آينده اى را پيش روى خود نبينيم. »
خودتان تیترهای شرق را در یک هفته بین دوره اول و دوم انتخابات مرور کنید
جدا انتخاب کردن از بینشان سخت بود « آرشيو روزنامه شرق »
اگر حالش را داشتید یک سری هم به « هم میهن » بزنید
خدایا کمک ، كم مانده راه نفسمان بند بيايد ...
+
به قلم صدرا مجد در دوشنبه چهارم تیر 1386
|