خستهام
● تمام این یک هفته گذشته، خواب نمایشها را میدیدم و گزارش و خبر و ...
● سه هفته است میخواهم مرثیهای بنویسم در فراغ یک همراه، نمیشود؛
نمیدانم دوریاش نمیگذارد یا وقت بیبرکتام.
● دوستی از دستام ناراحت است ، واای
● فکر میکنید صداقت مهمتر است یا کار و پول
● دو هفته است قول دادهام قالب وبلاگی برایش درست کنم، هنوز ...
● کلی حاشیه بامزه دارم، کلی داد و فریاد، اما ...
● روزمرگی و کلی کار نکرده را چه کنم
● با یک آدم پرتوقع، دروغگو و چندرو باید چهجوری رفتار کرد؟
● میخوانم وبلاگها را، اما کامنت نه، یعنی نمیتوانم
● عزیزی پیامک زده بود :
« روی هر پلهای که باشی
خدا یه پله از تو بالاترست
نه بهخاطر خدا بودنش
برای اینکه دستت را بگیره »
خدایا! کمک ام میکنی!؟
+
به قلم صدرا مجد در سه شنبه سی ام مهر 1387
|

با کلی خستگی
با کلی حرف شنیدنی و نگفتنی
+
به قلم صدرا مجد در شنبه بیستم مهر 1387
|
نميتوانم، هرچه فكرش را ميكنم نميشود
گرفتار اين استدلال سياسيون شدهام كه «اگر تكليف شود ميآيم» يا اينكه «اگر فلاني بيايد، تكليف از من ساقط است» حالا نقل ماست، چون ميدانم كسي نيست كه بگويد بايد بگويم
بعيد ميدانم متن كامل سخنراني را در خبرگزارياي پيدا كنيد، براي اطمينان هم فايل صوتي خطبه دوم را پيوست كردهام. گرچه به انتخاب خودم قسمتهايي را پياده كردهام اما سعي شده تغيير فهوايي ايجاد نشود، صداقت را رعايت كردهام عليالخصوص لحن بيان را.
بشنويد يا بخوانيد...
فعلا نميخواهم هيچ قضاوتي كنم، شايد بعد، شايد اصلا نه!

نماز عيد فطر / سال۸۷ / ميدان باصفاي امام اصفهان / خطبه دوم
اللهم صل علي محمد و آل محمد
بسمالله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين وصلاة و سلام علي خير خلق ...
در اين خطبه دو سه تا امر مهم را تذكر بدهم و اين دو سه امر مهم مرا خيلي ناراحت كرده است و همهيمان بايد مواظب اين دو سه تا نكته باشيم
نكته اول اين قضيه عرفان و تشرف امام زمان و ارتباط با عالم غيب و ارتباط با ائمه طاهرين و ارتباط با ملائكه و اولياء خداست كه شيادها در ميان جوانها ايجاد كردند، البته يقين داشته باشيد اصلش از جانب استكبار جهانياست براي اينكه مهدي روحيفداه را در ميان مردم سست كنند، كمرنگ كنند و اين خيلي مصيبت بزرگي شده است و اتفاقا همهجا منجمله در اصفهان فراوانه ... تشيع در مخاطره است ... چيزي كه همه بايد بدانند اين است كه همه اينها صددرصد دروغ است، شياد بازيست، دغل بازيست و اين جوانهاي سادهلوح زير يوغ اينها چه بلاها براي آنها جلو ميآيد ...
مطلب دوم كه اون هم فوقالعاده مهم است، دشمن دارد روحانيت را بدبين به مردم ميكند و اين خطر خيلي بالاست براي خاطر اينكه روحانيت اين نظام را آورده است، روحانيت اين نظام را تا الان حفظ كرده است، روحانيت است كه 8سال جنگ را پشت جبهه و در جبهه آنرا اداره كرده است و بالاخره روحانيت است كه هروقتي بحراني پيش آمده است، جلوش را گرفته است؛ شما نميتوانيد يه نقصي از روحانيت مخصوصا از مراجع پيدا بكنيد و اين بدبين كردن مردم به روحانينت يكي رشتههاي تهاجم فرهنگيست...
الان استكبار جهاني دستورش را به زيرمجموعهاش داده است و حتي رسيده بدانجا كه حتي گراني تقصير آخوند، اگر كمكاريست تقصير آخوند، اگر در ادارههاي بيكاري، كمكاري، رشوهخواري تقصير آخوند و بالاخره زمزمه درميان مردم اينكه روحانيت را تضعيف بكنند، الان زياد شده در دانشگاهها رفته، درميان مردم رفته ...
بايد بدانيد كه روحانيت هيچ تقصيري راجع به مفاسد اجتماعي نداشته، ندارد، نخواهد داشت و هميشه راجع به مفاسد اجتماعي كار كرده و تذكر داده است و اين تهمت اوون كساني كه ايجادش كردهاند گناهش از آدمكشي بيشتر است اوون كساني كه زبون به زبون مي گويند قرآن ميگويد مرگ براوون كسي كه شايعه را پخش كند...
مطلب سومي كه مرا خيلي رنج ميدهد و پدرومادرها را رنج ميدهد، انقلابيها مخصوصا روحانيت را خيلي رنج ميدهد، يه مطلبيست كه گفتنش شرمآور است اما چه كنم كه بايد بگوييم واوون دوستيابي بين دخترها و پسرهاست كه اين در دانشگاهها در دبيرستانها بلكه در افراد معمولي زياد پيدا شده است.
واين دوستيابي زن نامحرم با مرد نامحرم، دوستيابي، حتي نشستن مباحثه كردن در فضاي سبز، نامه نوشتن مخصوصا اين موبايلها كه مصيبت شده تماس با يكديگر و بالاخره ارتباط ولو ضعيف بين دخترها و پسرها
اين گناهش به اندازههاي بزرگ است كه قرآن ميفرمايد مثل زنا دادن و زناكردن است
قرآن راجه به آقايون ميفرمايد مرد بايد رفيق با زنش باشد، ارتباط فقط با زنش، اگر ارتباط با نامحرم داشت ميفرمايد اين صالح نيست، اين مثل ايناست كه زنا بكند.
مرد شايسه آن است كه زنا نميكند، دوست مخالف هم ندارد
همين آيه به همين صورت راجع به خانم ها دارد ميفرمايد
زن شايتسته اونه كه، زنا نميدهد، دوست پسر هم، دوست نامحرم هم ندارد.
يعني گناه به اندازهاي بزرگه كه نظير زناكردن و زنادادن است و اين شهرتي كه الان درميان دخترها و پسرها بعنوان دوستيابي پيدا شده، مصيبت خيلي بالاست.
و چرا گناهش بزرگه بخاطر اينست كه اين دوستيها نجابت و عفت خانم را زير سوال ميبرد
بعضي چه مصائب بزرگ بزرگي كه نبايد به شما بگويم به من ميگويند جلو آمده...
و اين قضيه دوستيابي بين دختر و پسر خيلي خطرناك است، از اوون مطلب اول و دوم هم بايد بگويم مهمتر است...
وبالاخره بايد انشاءالله اين صفحهاي كه باز برامون جلو آوردهاند بنام تهاجم فرهنگي، از جامعه ما زدوده شود، انشاءالله!
●●●
پينوشت
+ فايل كامل سخنراني خطبه دوم
+ قسمت مربوط به قضيه سوم (AMR با حجم كم)
● خبرگزاري فارس هم خبر را رفته است، تيترش اين است :
ادعاي ارتباط غيبي و تضعيف روحانيت اسلام را تهديد ميكند
متن خبر پيادهشدهي سخنرانيست با جزئيات اما مصلحتانديشانه و البته عدم نقل به مضمون.
● ديدن اين عكسها هم، از نماز عيد در ميدان نقش جهان، بي لطف نيست: + + + +
+
به قلم صدرا مجد در پنجشنبه یازدهم مهر 1387
|

يامُجيبُ الدَّعوات!
در آستان تو
خواستن عين اجابت است
و سؤال عين جواب
وهركس را توفيق خواستن و طلبكردن نيست
من
از تو فقط تو را ميخواهم
تو كه باشي همه چيز هست
وبي تو
هرچه كه باشد، هيچ
●●●
پينوشت
زياد اهل بازيهاي وبلاگي نيستم، زياد كه چه عرض كنم اصلا! اما نقل است روغن ريخته را نذر امامزاده ميكنند ما هم كه ميخواستيم 23رمضان پست ويژه داشته باشيم حالا چه فرق ميكند چند اپيزود بيشتر، خصوصا كه بايد جواب هديه دوست را داد حتي اگر كليومترها آنطرفتر باشد و شب قدرش، پرزيدنت ما برايش سخنراني داشته باشد!
+ اولين شب قدر را با مسجد دانشگاه اصفهان شروع كردم، حسوحال جوشن سريعالسير را سخنراني يكونيم ساعته نماينده محترم و.ف. از بين برد، عليالخصوص دعاي قرآن و تذكرههاي مابيناش! {حالا باز احسان ميآيد ميگويد مداح را ولش كن خودت برو تو حال دعا!}
+ شب بيست و يكم را به عشق ابوحمزه بيحاشيه و دلنشين،راهي دانشگاه شدم البته اينبار از نوع صنعتياش.
مسجدي كه هميشه بايد در آن از فرط آشنا و دوست، جايي را براي پنهانشدن جستوجو ميكردم، حالا تنها دو آشنا داشت، يك مداح (حسين طاقداري) و ديگري رفيقي نيمبند كه بعد از نماز صبح ديدمش! اما آن نردبان پايهدار بلند و فاصله محصور بيناش هنوز هم بود!
جايگاه اختصاصي!
به لطف نيامدن مداح ديگر (مهدي تديني) بازهم جوشن خوانده شد و بيافزاييد برهمه اين بركتها يك سحري با اعمال شاقه؛ تكوتنها ميان جدول و چمن و خاك جلوي خوابگاه، بي چاي و خرما و حتي چنگال!
+ شب بيستوسوم را در فراغ ابوحمزه سرسپرديم به مسجد رضوي و حاج آقاي معمار تا آخرين شب قدر امسالمان هم مزين شود به اسنك نيكشام و چيپس و پفك و گعدههاي خانوادگي مردم خدا دوست!

پست نوشتن در بينالطلوعين شبوروز 23ام رمضان آنهم پست نقونوقاي چه حالي دارد!
كاش امسال خوشخطتر سرنوشتمان را نوشته باشيم
●●●
هيات وبلاگي سبو
:: امین :: تلک شقشقة هدرت :: نسيم :: واحه :: كوي جانان :: گیومه :: بینشان ::
:: حديث هجرت ::
+
به قلم صدرا مجد در چهارشنبه سوم مهر 1387
|