تبليغاتX
جایی برای بودن
 
           پاداش مقاومت

يكي از هفت شيوه تبليغاتي در دنياي مدرن امروزي، اسم‌گذاري‌ست
مي‌شود همان ليبل‌زدن خودمان يا مصطلح‌ترش انگ‌زدن
تعريف علمي‌اش مي‌شود :
برچسب بر يك فكر و عقيده براي تحريك به رد آن، بدون بررسي شواهد لازم.
نمونه‌هايش آن‌قدر در تاريخ هست كه گفتنش شرح بي‌جاست، در تاريخ 30ساله سياسي مملكت اسلامي‌يمان هم كه ديگر هيچ
از توده‌اي و كمونيست و لائيك گرفته تا ضدولايت‌فقيه و اُمُل و پوپوليست
جالب اين‌جاست كه همه از زاويه ديد خودشان همديگر را نثار اين واژه‌ها مي‌كنند.
در ادبيات رسانه‌اي اين روزها هم اين واژه‌پراكني‌ها، جايگاه مهمي در تنوير يا به‌عبارتي بهتر، همراه ساختن عامه مردم با ديدگاه‌هاي سياسي رسانه، داراست.
ما مي‌گوييم رژيم اشغال‌گر قدس، آن‌ها مي‌گويند تروريست‌هاي فلسطيني
آن‌ها مي‌گويند گروه تروريستي حماس، ما مي‌گوييم تروريسم دولتي صهيونيست

 

اما جالبي كار، كار دنياست و تعويض تعريف واژه‌ها
همان‌ها كه امروز مقاومت مردمي را براي آزادي خاك‌شان مي‌گويند، تروريسم؛ خود ۶۰-۷۰ سال پيش مبارزاني بودند براي آزادي و تشكيل دولتي مستقل از زير يوغ بريتانيا كه البته تروريست نبودند!

وقتي حكومت عثمانيان در آغاز قرن بيستم (۱۹۱۶) رو به فروپاشي رفت، قرارداد سايكس-بيكو بود كه سرزمين‌ امپراطوري را تقسيم كرد ميان فرانسه و بريتانيا.
يك‌سال بعدش هم وزيرخارجه بریتانیا «آرتورجی بالفور» اعلامیه مشهوری به پشتيباني سرزمين يهودي در فلسطین منتشر كرد و نهايتا در ۱۹۲۰ فلسطین به‌عنوان عضوی از جامعه ملل تحت قیمومیت بریتانیا پذیرفته شد.
اما از ۱۹۲۰تا۱۹۴۸ كه رسما استقلال اسرائيل اعلام شد، سال‌هايست كه كمتر بدان اشاره مي‌شود.
سال‌هايي كه گروه‌هاي زيرزميني يهوديان شروع به فعاليت كردند با هدف ایجاد وحشت در مناطق فلسطینی و کوچ‌دادن فلسطینان و گسترش خاک اسرائیل و تاسیس کشور اسرائیل.
و فعاليت‌هاي آنها چيزي نبود جز همان كارهايي كه امروزه نيروهاي مقاومت انجام مي‌دهند براي ايجاد ترس و وحشت در شهرك‌‌نشينان صهيونيست با شليك موشك‌ها يا عمليات انتحاري و ...

اسماعيل هنيه --- مناخیم بگین

«هاگانا» از اولين اين گروه‌ها بود كه بعدها متهم شد به‌داشتن سیاست نرمش و سازشکاری در برابر اعراب و بخصوص انگلیسی‌ها و نتيجه‌اش جدايي گروه‌هايي تندرو ديگر بود.
گروه «ايرگون» از منشعبات سازمان هاگانا بود كه شاهكار بزرگ‌شان بمب‌گذاری هتل کینگ‌دیوید در اورشلیم (قدس) در ۲۲ ژوئیه ۱۹۴۶ بود، مرگ‌بارترین حمله علیه دولت بریتانیا در فلسطین؛ کشته شدن ۹۲ انگلیسی، عرب و یهودی و مجروح شدن ۵۸ نفر ماحصل آن انفجار بود.
« مناخیم بگین » ششمین نخست وزیر اسرائیل، فرمانده آن‌زمان گروه ايرگون بود.
و مسلما مي‌دانيد كه او به‌همراه انورسادات در سال ۱۹۷۸ به سبب قرارداد كمپ‌ديود، برنده جایزه صلح نوبل شد!

 

حالا بايد بنشينيم به نظاره كه جايزه صلح نوبل كي به اسماعيل هنيه مي رسد
جايزه صلحي كه اين‌بار نه سياسي باشد و نه صهيونيستي
جايزه‌اي اين‌بار با تعريف اصول ما
پاداش مقاومت ...

 

پي‌نوشت صهيونيستي:
Hatikva (به معنی امید) سرود ملی اسرائیل است.
اين سرود در ۱۸۷۸ در اوكراين سروده شده و  در سال ۱۸۹۷ در کنگره صهیونیست اول به عنوان سرود صهیونیسم تصویب شد.
برگردان فارسي‌اش مي‌شود اين :

تا زمانی که از ژرفای قلب
روح یک یهودی هنوز در حسرت و آرزو است
و پیش به سوی شرق
چشمی صهیون را می‌‌نگرد
امیدمان هنوز از دست نرفته
امید دوهزار ساله‌مان
که ملتی آزاد باشیم در سرزمین مادری خود
سرزمین صهیون و اورشلیم

دوست داشتين از اينجا بشنويد (سرود ملی اسرائیل)



پي‌نوشت مقاومتي:
بيست‌روز گذشت و آمار گذشت، از مرز يك‌هزار گذشت ... 

 

+ به قلم صدرا مجد در جمعه بیست و هفتم دی 1387 | 


           ص‌ف‌ر - ص‌ف‌ر

     
آخرين شب بود
۱۲ حرمش را مي‌بستند
و ما بايد پيش از نيمه شب، اول با او خداحافظي مي‌كرديم و بعدش با پسر فاطمه سلام‌الله‌عليها
دير رسيديم، فقط ۱۵دقيقه
اما باز بود، گويا هماهنگ شده بود!
آن‌شب، شب نظافت حرم بود و خلوت
همه حساب تعطيلي ۳-۱۲ شب‌هاي معمول را كرده بودند
من بودم و ضريحش
و دو بچه كه مسابقه گذاشته بودند، بالا و پايين مي‌پريدند كه كدام‌شان دستش بالاتر مي‌رسد به او  به ضريح
ظريح ... زريح ... ذريه ... ظريه
چه فرقي مي‌كند
مهم آن‌جا بود و تنهايي و كلي حرف
صفر  ِ -  صفر  ِ

مختصات عزت

                                                                        عمو عباس بي‌تو قلب حرم مي‌گيره
  روي مختصات عزت
   تو را مبداء ديدم
 ‌‌  اگر صفر-صفر نباشم
   هيچم!

                                                    
                                                                                              اگر ملتمس دعا
                                                                                                   براي شفاي دوست مريضي باشم
                                                                                                                      هست مرا ياري‌كننده
                                                                                                                    آبروداري در محضرش؟

 

+ به قلم صدرا مجد در دوشنبه شانزدهم دی 1387 | 


 

989000505 پيامك داده‌ست « اينك غزه كربلا و امروز عاشوراست »
نمي‌دانم همراه‌ اول تاريخ‌اش مثل time و date پيامك‌هايش خراب است يا خواسته فرهنگ‌سازي كند يا جوگير شده ويا از ايرانسل كم آورده!

مي‌گويند هر روز عاشوراست و هر زميني كربلا

نمي‌دانم
اما مي‌دانم اين‌جا اصفهان است
اين‌جا، همين چهارراه، ۴قدم آن‌طرف‌تر
نورباران
همه‌اش آويزان بر ميله‌هاي راه‌نماي رانندگان
شايد هم راه‌نماي عاشقان حسين
راه‌نمايي براي انتخاب

مركز فرهنگي شهيد مفتحيكي دعوت مي‌كند به ماندگاري
مي‌گويد
همه مي‌روند
بعضي مي‌مانند
ماندگار شويم
مسابقه دارد، قرعه‌كشي هم مي‌كند
هر شب يك سفر كربلا!
هياتش هم دانش آموزي دانش‌آموزي ست!

حيدريون اصفهان

 

 

 

 

سخنراني ديگر چيست؟
حرف چيست، نقل كجاست؟
فونت بزرگ‌تر هم شما سراغ داريد؟
مريدان حيدر كرار در ۴راه نظر منتظرند

هيات رزمندگان اسلام، محبان حضرت زهرا

 

 

ديگري نمادي از جنگ‌جويان ديروز، رزمندگان امروز
حال چه فرق مي‌كند
محبان حضرت زهرا و طرفدار حضرت آيت‌ا.. مهدوي
يا محبان اهل‌البيت باشند و طرفدار حضرت آيت‌ا..طاهري
آن‌قدر پارتي داشته باشند كه ميدان امام و مسجدش را بگيرند
يا آن‌قدر دورافتاده كه آن‌طرف‌تر از گلستان، شايد جايي نزديك حسين‌آباد

يادگاران امام

 

 

دانشگاه اصفهان
مصلي الغديرش
و مهم‌تر از همه سخنران تهراني
علامه‌حلي درس‌خوانده‌ي
روحاني، مهندس

باران

 

 

 

ديگري مي‌گويد
همه‌جا كربلاست
همه‌جا همين‌جاست
مسجدشان كوچك است، درست مثل اول‌هاي عاشورائيان
حالا مگر مهم است كه منشعبند از آنها
مگر مهم است در همان يك گله جا كلي خرج دكور و سيستم صوتي و تصويري هم بكنند يا نه
كمك هزينه مشهد و كربلا را هم خدا مي‌رساند

عاشورائيانكاش امسال عاشورائيان، هم سيلك مي‌زد و پوستر
حيف كه به همان جلوي گلستان شهدا اكتفا كرده
دل‌مان براي طوفان ساعت ۳اش تنگ شده
براي ابداعات پرسروصداي وحيدخان؛ براي شهاب‌الدين، بيات، حاج‌علي‌اكبري، پناهيان و زائري
انصافا اگر عاشورائيان نبود، چه كسي پاي اين سخن‌رانان را باز مي‌كرد به شهري با اين‌همه سخن‌ور فهيم و همه‌چيز دان ِ هيچ‌كس را قبول‌ندار!

كازروني‌ها و حميد عليمي را از قلم انداختم
مكتب‌الحسين و ديوانگان حسين را هم
و ده‌ها روضه‌ي عزاي حسين
و صدها محفل‌هاي كوچك و بي‌سروصدا و نوراني
و ميليون‌ها عاشق حسين

سربلند نيزه‌هادو سال پيش نيت كردم هرشب را يك‌جا بروم
فكر كنم ۷-۸ روضه‌اي شد
باران و مفتح و رزمندگان و ديوانگان و عاشورائيان و ...
هركدام حال و هواي خودش
هركدام دكور و مداح و دك‌وپز خودش
هركدام فضا و معنويت خودش
و هركدام مشتريان خودش
امسال ميهمان روضه وبلاگي‌ام
و شايد هم بالاترين مراسم اصفهان
جايي كه توفيق خادمي داشتم و دوستش داشتم

سخن‌راني سيد را كه گوش مي‌دهي، احساس عزت مي‌كني و شهادت
اخبار سيماي جمهوري اسلامي را مي‌بيني، احساس ذلت مي‌كني و مظلوميت
هيچ حرفي از تلفات‌شان بعد از پرتاب اين‌همه موشك نمي‌زنند
و ما همه‌اش از خاك و خون و بيمارستان و دختر و بچه
عرب‌ها هم كه […]

و باز بياد جملات ماندگار شريعتي مي‌افتي كه
« ...
حسين بيش‌تر از آب، تشنه لبيك بود
اما افسوس بجاي افكارش، زخم‌هايش را به ما نشان دادند
و بزرگ‌ترين دردش را بي‌آبي گفتند
... »

و چقدر زيبا فرياد مي‌زدند ميليون‌ها لبناني
ل‌ب‌ي‌ك   ي‌ا   ح‌...س...يـ...ن

 

 

+ به قلم صدرا مجد در سه شنبه دهم دی 1387 | 




صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
تمامي پست‌ها





اكـــســـــيـــــر
نفسانيات يک من
خبرنگار افتخاري نيويورک‌تايمز
يونس در اقيانوس
چاي نبات
ميزراقلي‌خان راپورتچي
تشريك
روستاي فطرت‌آباد
نقطه سر خط
اين راه بي‌نهايت
من پت هستم
چشمه بهشتي
حديث هجرت
گيومه
نقش
آغاز در نهايت
رشحه
شاهد بياورم..؟
اين‌جا نبودن
خانه‌ء گرافيك نردبان







گیرکرده در گلو
دل‌نوشت‌ها
اندکی در باب سیاست
روزنوشت‌هاي بي‌خودي
برای یک دوست
هيأت وبلاگي سبو



آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386




SFO in Google Reader
 RSS