989000505 پيامك دادهست « اينك غزه كربلا و امروز عاشوراست »
نميدانم همراه اول تاريخاش مثل time و date پيامكهايش خراب است يا خواسته فرهنگسازي كند يا جوگير شده ويا از ايرانسل كم آورده!
ميگويند هر روز عاشوراست و هر زميني كربلا
نميدانم
اما ميدانم اينجا اصفهان است
اينجا، همين چهارراه، ۴قدم آنطرفتر
نورباران
همهاش آويزان بر ميلههاي راهنماي رانندگان
شايد هم راهنماي عاشقان حسين
راهنمايي براي انتخاب
يكي دعوت ميكند به ماندگاري
ميگويد
همه ميروند
بعضي ميمانند
ماندگار شويم
مسابقه دارد، قرعهكشي هم ميكند
هر شب يك سفر كربلا!
هياتش هم دانش آموزي دانشآموزي ست!

سخنراني ديگر چيست؟
حرف چيست، نقل كجاست؟
فونت بزرگتر هم شما سراغ داريد؟
مريدان حيدر كرار در ۴راه نظر منتظرند

ديگري نمادي از جنگجويان ديروز، رزمندگان امروز
حال چه فرق ميكند
محبان حضرت زهرا و طرفدار حضرت آيتا.. مهدوي
يا محبان اهلالبيت باشند و طرفدار حضرت آيتا..طاهري
آنقدر پارتي داشته باشند كه ميدان امام و مسجدش را بگيرند
يا آنقدر دورافتاده كه آنطرفتر از گلستان، شايد جايي نزديك حسينآباد

دانشگاه اصفهان
مصلي الغديرش
و مهمتر از همه سخنران تهراني
علامهحلي درسخواندهي
روحاني، مهندس

ديگري ميگويد
همهجا كربلاست
همهجا همينجاست
مسجدشان كوچك است، درست مثل اولهاي عاشورائيان
حالا مگر مهم است كه منشعبند از آنها
مگر مهم است در همان يك گله جا كلي خرج دكور و سيستم صوتي و تصويري هم بكنند يا نه
كمك هزينه مشهد و كربلا را هم خدا ميرساند
كاش امسال عاشورائيان، هم سيلك ميزد و پوستر
حيف كه به همان جلوي گلستان شهدا اكتفا كرده
دلمان براي طوفان ساعت ۳اش تنگ شده
براي ابداعات پرسروصداي وحيدخان؛ براي شهابالدين، بيات، حاجعلياكبري، پناهيان و زائري
انصافا اگر عاشورائيان نبود، چه كسي پاي اين سخنرانان را باز ميكرد به شهري با اينهمه سخنور فهيم و همهچيز دان ِ هيچكس را قبولندار!
كازرونيها و حميد عليمي را از قلم انداختم
مكتبالحسين و ديوانگان حسين را هم
و دهها روضهي عزاي حسين
و صدها محفلهاي كوچك و بيسروصدا و نوراني
و ميليونها عاشق حسين
●●●
● دو سال پيش نيت كردم هرشب را يكجا بروم
فكر كنم ۷-۸ روضهاي شد
باران و مفتح و رزمندگان و ديوانگان و عاشورائيان و ...
هركدام حال و هواي خودش
هركدام دكور و مداح و دكوپز خودش
هركدام فضا و معنويت خودش
و هركدام مشتريان خودش
امسال ميهمان روضه وبلاگيام
و شايد هم بالاترين مراسم اصفهان
جايي كه توفيق خادمي داشتم و دوستش داشتم
●● سخنراني سيد را كه گوش ميدهي، احساس عزت ميكني و شهادت
اخبار سيماي جمهوري اسلامي را ميبيني، احساس ذلت ميكني و مظلوميت
هيچ حرفي از تلفاتشان بعد از پرتاب اينهمه موشك نميزنند
و ما همهاش از خاك و خون و بيمارستان و دختر و بچه
عربها هم كه […]
و باز بياد جملات ماندگار شريعتي ميافتي كه
« ...
حسين بيشتر از آب، تشنه لبيك بود
اما افسوس بجاي افكارش، زخمهايش را به ما نشان دادند
و بزرگترين دردش را بيآبي گفتند
... »
و چقدر زيبا فرياد ميزدند ميليونها لبناني
لبيك يا ح...س...يـ...ن
+
به قلم صدرا مجد در سه شنبه دهم دی 1387
|